| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 | 31 |
شب ها که دریا، می کوفت سر را
بر سنگ ساحل، چون سوگواران؛
***
شب ها که می خواند، آن مرغ دلتنگ،
تنهاتر از ماه، بر شاخساران؛
***
شب ها که می ریخت، خون شقایق،
از خنجر ماه، بر سبزه زاران؛
***
شب ها که می سوخت، چون اخگر سرخ
در پای آتش، دل های یاران؛
***
شب ها که بودیم، در غربت دشت
بوی سحر را، چشم انتظاران؛
***
شب ها که غمناک، با آتش دل،
ره می سپردیم، در زیر باران؛
غمگین تر از ما، هرگز نمی دید
چشم ستاره، در روزگاران !
***
ای صبح روشن ! چشم و دل من
روی خوشت را آئینه داران !
بازآ که پر کرد، چون خنده تو
آفاق شب را، بانگ سواران !
| ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب / | کاهنگ چین خطا بود از بهر بهر مشک ناب | |
| ای دل نگفتمت که ز لعلش مجوی کام | هر چند کام مست نباشد مگر شراب | |
| ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن | کز غم چنان شوی که نبینی بخواب خواب | |
| ای دل نگفتمت که ز ترکان بتاب روی | زانرو که ترک ترک ختائی بود و صواب | |
| ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشق | آخر بقصد خویش چرا میکنی شتاب | |
| ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشق | آخر بقصد خویش چرا میکنی شتاب | |
| ای دل نگفتمت که اگر تشنه مردهئی | سیراب کی شود جگر تشنه از شراب | |
| ای دل نگفتمت که منال ار چه روشنست | کز زخم گوشمال فغان میکند رباب | |
| ای دل نگفتمت که مریز آبروی خویش | پیش رخی کزو برود آبروی آب | |
| ای دل نگفتمت که ز خوبان مجوی مهر | زانرو که ذره مهر نجوید ز آفتاب | |
| ای دل نگفتمت که درین باغ دل مبند | کز این مدت جوی نگشاید به هیچ باب | |
| ای دل نگفتمت که مشو پایبند او | زیرا که کبک را نبود طاقت عناب | |
| ای دل نگفتمت که مرو در هوای دل | طاوس را چه غم ز هواداری ذباب | |
| ای دل نگفتمت که طمع بر کن از لبش | هر چند بی نمک نبود لذت کباب | |
| ایدل نگفتمت که سر از سنبلش مپیچ | کافتی از آن کمند چو خواجو در اضطراب |
گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی
دیدنت... حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
ای قدیمی ، ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم
من ، صمیمانه به یادت هستم
آرزویم همه سر سبزی توست
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پرگل باد