ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شد ماه مهر و باز هم آمد به خاطرم
آن مهرهای رفته به همراه سال ها
در خاطرم شکفت چو رویای کودکی
یاد حیاط مدرسه و قیل و قال ها
کیف و کتاب مدرسه،رقصند باز هم
با خاطرات کودکی ام،روی شانه ام
گویی هنوز سوت زنان توی کوچه ها
از خانه ام ،به سوی دبستان،روانه ام
پرتاب می کنم به هوا،باز کیف را
می چرخد و دوباره در آغوش من فتد
نزدیک های مدرسه،آرام و با ادب
با شور و شوق،سر بسر شانه ام نهد
یک لحظه با خیال،به همراه می کشم
آن کیف و آن کتاب و همان کفش و رخت را
با قلب کودکانه ام،احساس می کنم
از نو،غم"پریدن سار از درخت"* را
یاد آورم به تلخی و حسرت،هنوز هم
لبخند پر محبت آموزگاررا
با پنجه ی خیال کنون،جست و جو کنم
در برگهای خشک خزانی،بهار را
ای کاش،آن مدیر و معلم،هنوز هم
بودند و من هنوز،همان طفل خردسال
شد ماه مهر و در دلم از نو جوانه زد
این غنچه های آرزوی سرکش محال
پ.ن: به مناسبت نزدیک بودن بازگشایی مدارس این شعر قدیمی را که نمیدانم شاعر خوش ذوقش کیست یافتم و در اینجا به یادگار گذاشتم.
*اشاره به یکی از اشعار سهراب سپهری
غریبه حال دلــــــم را نپرس ! ویـرانم
مجاب این هیجانْ که تو هم نخواهی ماند
و حرف تشنگیم را تو هم نخوانی از،
ببین چگونه دلم را به چوب می بندند؛
بیا و دســــت مرا با بـــهانه ای رو کن
"فرهاد صفریان"
تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی
غنای ساده و معصوم شعر ناب منی
رفیق غربت خاموش روز خلوت من
حریف خواب و خیال شب شراب منی
تو روح نقره یی چشمه های بیداری
تو نبض آبی دریاچه های خواب منی
ــ سیاه و سرد و پذیرنده ــ آسمان توام
ــ بلند و روشن و بخشنده ــ آفتاب منی
مرا بسوی تو جز عشق بی حساب مباد
چرا که ماحصل رنج بی حساب منی
همیشه از همه پرسیده ام ، رهایی را
تو از زمانه کنون ، بهترین جواب منی
دگر به دلهره و شک نخواهم اندیشید
تویی که نقطه پایان اضطراب منی
گُریزی از تو ندارم ، هر آنچه هست ، تویی
اگر صواب منی یا که ناصواب منی