ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
این باد بی قراری
وقتی که می وزد...
دل های سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی میگیرد...
و زخم های کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند....
انگار!
بوی رفتن می اید!!!
"شاعر:؟؟؟"
عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو
قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
قهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تو
موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
صف کشیدند دقایق به زیان من و تو
دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
تا فراموش شود نام و نشان من و تو
فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من وتو
"آرزو نوری"