ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
لحظه ها را – زیستن بی یاد تو – دردیست
هستیم را تاب درد بی تو بودن ! نیست
خلوتم اینک چراغان از خیال آشنای توست
بودنم اینک برای تست
چشمم اکنون ، چون چراغی در شب آرام چشمانت
رهنشان هستیم تا بامداد روشن عشق است
لحظه ها را – خالی از افسانه هایت – زیستن رنجی است
لحظه ها ، اینک خوشا بر من ، پر از افسانه های توست
نامت اینک چون گل عطر آفرین باغ پندار است
چشمم از مهتاب لبخند تو سرشار است
لحظه ها را با توام اینک – کنار تو-
زندگی این است و جز این نیست:
با تو بودن، در کنار تو-
نه تهی از تو ، کنار تو! بسر بردن
نه کنار تو! ولی از تو جدا بودن
وای اگر روزی کنارت! بی تو بنشینم
وای اگر روزی تهی از تو ! بمانم در کنارت سرد
وای اگر روزی
خانه ی آرام خاطر را
ز آفتاب خنده های تو نیارایم!
زندگی بی تو گران باریست
کهنه درد زیستن را ، چاره اینک نیست:
جز گوارا باده ی پندار پاک عشق
وای اگر روزی:
هستیم را، چاره ای جز مستی عشق تو بنوازد
وای اگر روزی :
پنجه های شوم باد وحشی تقدیر
بشکند در باغ پندارم
ساقه بی تاب نامت را
وای اگر هر روز:
گوش جان من ننوشد آشنا آهنگ گامت را
وای اگر مهتاب خوشحال نگاه تو
در شب مشتاق چشمانم
بال نگشاید!
پرویز خائفی
میان این همه مهمان
چقدر تنهایم
وقتی ،
مابین این همه کفش
کفش های تو نیست ...
"ناصر رعیت نواز"