ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سالهاست
که از جزیره ی متروک
نامه ای را در بطری روانه ی آبهای عالم کرده ام
اگر کسی عاشق باشد
میتواند کلماتم را بخواند
به هر زبانی
در هر سرزمینی
گاهی فکر میکنم
کسی می آید
و با همان شیشه برایم شراب می آورد
......
"عمران صلاحی"
درون آینه روبهرو چه میبینی؟
تو ترجمان جهانی بگو چه میبینی؟
تویی برابر تو -چشم در برابر چشم-
در آن دو چشم پر از گفتوگو چه میبینی؟
تو هم شراب خودی هم شرابخواره خود
سوای خون دلت در سبو چه میبینی؟
به چشم واسطه در خویشتن که گم شدهای
میان همهمه و هایوهو چه میبینی؟
به دار سوخته، این نیمسوز عشق و امید
که سوخت در شرر آرزو، چه میبینی؟
در آن گلوله آتشگرفتهای که دل است
و باد میبَرَدَش سو به سو چه میبینی؟
"حسین منزوی"