| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 | 31 |
برگ لرزان پاییزم
رفته ام از یاد
آرزوهای دیرینم
می رود بر باد
کاش چند روزی تحملم می کرد
شاخه ی بی وفای سرد و سیاه
تا دوباره نسیم سبز بهار
بگشاید آغوش خود به پناه
می گدازم ز دوری شبنم
ولی افسوس چاره نیست مرا
دل سپردم به ابر بارانی
چه کنم اشک چشم نیست مرا
آسمان دلم کبود کبود
چون ندارد نشانی از مهتاب
قامتم زرد و خاکستری گشته
ای سپیده بیا مرا دریاب
برگ لرزان پاییزم
رفته ام از یاد
آرزوهای دیرینم
می رود بر باد . . .
هوا سردست ...
من از عشق لبریزم
چنان گرمم ...
چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....
که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!
هوا سردست اما من ...
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!
تو را هر شب درون خواب میبینم
تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه میچینم
و وقتی از میان کوچه میآیی ...
و وقتی قامتت را در زلال اشک میبینم ...
به خود آرام میگویم :دوباره خواب میبینم!
دوباره وعدهی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا... من دسته های نرگس دی ماه را
در راه می چینم !!
"لیلا مومن پور "
"گاهی گمان نمی کنی ولی می شـــود
گاهی نمی شود که نمــی شــــــــــــود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت اســـت
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شـــود
گاهی گدایٍ گدایی و بخت یار نیســـت
گاهی تمام شهر گدای تو می شـــــــود