| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 | 31 |
دوستت می دارم
و می یابم ات
حتی اگر روز روشن،شب ظلمانی شود
تمام عمرم
همچنان
جست و جو کنان و پریشان گرد جهان می گردم
دوستت می دارم!
دوستت می دارم!
دوستت می دارم!
لب هات از هم باز می شوند...
جهان کر است
جهان کور است
و ابر و برگ نیز-
آن غبار طلایی
که هر دو از آن می گستریم
تنها ماییم-
"الزه لاسکر شولر"
چگونه روحم را باز دارم
که روحت را لمس نکند؟
چگونه بردارمش از تو
و بگذارم اش بر چیزهای دیگر
آه می خواهم به جایی گم در تاریکی
ببرمش، جایی غریبه و دنج
که هنگام تپیدن اعماق ات،دیگر نتپد.
اما هر چه که ما را لمس کند،تو را و مرا
چون کمانی یکی مان می کند
که از دو زه اش تنها یک صدا برآورد
با کدامین ساز نواخته اندمان؟
کدام بازیگر در دست مان دارد؟
آه نغمه ی شیرین!
"راینر ماریا ریکله"
دلا،دلا غمگین مباش
و تقدیرت را تاب آور،
بهار نو دوباره باز می دهد،
هر چه زمستان از تو ربود.
و چه سیار که هنوز برای تو مانده است!
و چه زیباست جهان هنوز!
و دلا،هر چه خوشش می داری
همه را،همه را می توانی دوست بداری!
"هاینریش هاینه"
