| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 | 31 |
بسر افکنده مرا سایه ای از تنهائی
چتر نیلوفر این باغچه بودائی
بین تنهائی و من راز بزرگی ست بزرگ .
هم از آنگونه که دربین تو زیبائی
بارَش از غیرو خودی هر چه سبکتر؛ خوشتر
تا به ساحل برسد رهسپُر ِ در یائی
آفتابا توو آن کهنه درنگت در روز
من شهابم من و این شیوه ی شب پیمائی
بو سه ای داد ی و تا بوسه ی دیگر مستم
کس شرابی نچشیداست بدین گیرائی
تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم
می گذارم که قلم پر شود از شیدائی .
دور از تو
رودی کوچکم
قفل اسکله را میبوسم
توقعِ دریائی ندارم
دور از تو
فوارة بیقرارم
پرپر میزنم
که از آسمان تهی
به خانة اولم برگردم.
بهترینم خوبی؟؟؟
روزگارت شیرین و دماغت چاق است؟؟؟
خبری نیست زتو!
یادی از یار نکردن،بی وفا رسم شده؟
نکند خاطرت از شکوه من خسته شود!
دل من می خواهد که بدانی بی تو دلم اندازه دنیا تنگ است....
یادت ای دوست بخیر
می سپارم همه زندگیت را به خدا
که چو آیینه زلال
همچو دریا آرام
مثل یک کوه پر از شوکت بودن باشی......