ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
کاش آدم هم مثل شتر
کوهان داشت
تا شب های مهتابی
کوهانش را پر از ستاره می کرد
برای شب های گرفته ی ابری .
*****
کاش هنوز هم به همدیگر
دروغ های کودکانه می گفتیم
این حقیقت عریان بی حیا
به چه درد می خورد؟
*****
قصه های بلند
پُرند از لحظه های پوچ
تو قصه ی کوتاهی .
****
بعد از آن همه سرگردانی،
روی وجب به وجب خاک
بعد از آن همه جستجو روی نقشه های جهان،
دانستم دستان توست وطن من!
*****
آدم برفیم من
تو آفتاب .
در نگاه
آب می شوم، آب .
*****
بند به پایم زدند که بمانم
گسستم و رفتم
تو بال دادیم برای تنهایی
رها گشتم و ماندم!
کنار من باش
که فقط این گونه دیگر سردم نخواهد بود!
باد سردی می وزد
از فضای پیرامون ...
وقتی به بزرگی آن فضا می اندیشم
و به خودم
آن گاه حس می کنم نیاز دارم
به دو شانه ات که پناهند ..!
به این دو پرتو آسمانی ....
"هالینا پوشویاتوسکا"
می میرم ازین عشق و کسی را خبری نیست
گسترده شد آفاق و مرا بال و پری نیست
می خندم و از خنده ام آویخته صد اشک
می گریم و از اشک به چشمم اثری نیست
من مانده ام و خاطره ای دور که جز آن
در کوی مه آلود دلم رهگذری نیست
یک لحظه نشد با تو به خلوت بنشینم
یک بار نشد روی تو را سیر ببینم
با یک سبد آغوش به باغ تو رسیدم
اما نشد "از باغ تو یک میوه بچینم "*
ای کاش در آن لحظه که سر می روم از خویش
در زلف تو پیچد نفس بازپسینم
"عمران صلاحی"