ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بگذشته چو خواب است،
آینده سراب است،
دنیا، همه خواب است و سراب است،
وز خون و دل و اشک، شالوده ی این کاخ بر آب است!
"محمد رضا نعمتی زاده"
در فرو می بندم
پرده می اندازم
وندرین خلوت گم گشته سرد
اشک آهسته فرو می ریزم
تا که این مردم بیگانه ز درد
نشنوند آه و صدای نفسم
وه چه تنگ است خدایا قفسم!
کیست فریادرسم؟......
"محمد رضا نعمتی زاده"
شعر آخر را
دیگران برایمان می گویند
و چه فصیح و ساده است
وآن را بر سنگی می نویسند
در چند کلمه...
"بیژن جلالی"
دانشی بهتر از این
نمی دانم
که تو هم شعر هستی
هم کلمه هستی
و هم جهان هستی
شعر
تجلی صورت توست
ای جهان
که همان معشوق من
هستی...
"بیژن جلالی"