دشت مشوش

دشت مشوش

بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوییم ار توانیم که می‌بینم که این دشت مشوش چراگاهی ندارد خرم و خوش
دشت مشوش

دشت مشوش

بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوییم ار توانیم که می‌بینم که این دشت مشوش چراگاهی ندارد خرم و خوش

همیشه باید یک کسی باشد...

همیشه باید یک کسی باشد...

که معنی سه نقطههای انتهای جملههایت را بفهمد...

همیشه باید کسی باشد...تا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانهات بفهمد...
...
باید کسی باشد...
...
که وقتی صدایت لرزید بفهمد...که اگر سکوت کردی، بفهمد...باید کسی باشد...که اگر بهانهگیر شدی بفهمد...باید کسی باشد...که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن نبودن بفهمد...بفهمد که درد داری...که زندگی درد دارد...بفهمد که دلگیری...بفهمد که دلت برای چیزهای کوچک تنگ شده...بفهمد که دلت برای راه رفتن، برای دویدن، تنگ شده. . .آری...همیشه باید کسی باشد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد