ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیست
نهال بودم و در حسرت بهار! ولی
درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست
به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
به جز مبارزه با آفریدگارم نیست
مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده ای است
که هر چه هست ندارم! که هر چه دارم نیست
شبی به لطف بیا بر مزار من، شاید
بِرویَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست
می خواستم که نثر ... ٬ به شعری بدل شدی
می خواستم سپید بگویـــــــم ٬ غــــزل شدی
زنبور شد غزل ٬ به لبت پر کشید و بعد
آمد نشست روی لبانم ٬ عسل شدی
کم کم مکیده شد عسل و داغ شد تنم
آنقدر تا کــه ذوب شدم ٬ بعد حل شدی
حالا اگر از آن توام ٬ من بغل شدم
حالا اگر از آن منی ٬ تو بغل شدی
یک لحظه خواستی که به قدرت نمایی ات
کاری کنـی کـــه زنده نباشم ، اجل شدی
پس لا اله واحـــــــدُ کانَ شریک له
مثل پری رسیدی و عزّ وجل شدی
نــــه ٬ لا الـــه الا تــــو ٬ مـــــی پـرستمت
بی شک تویی که باعث کفر از ازل شدی
حالا خدا شدی و به من وعده می دهی
تو هم به آن خدای قدیمی ٬ بدل شدی
شعر از: روح الله ساریجلو
خدا چه می شد اگر پا به پاش - نه ای کاش
نرفتـــه بودم و آن ســایه باش ـ نه ای کاش
خودش دو مرتبــه با من قــرار فـــردا را
نمی گذاشت که حالا براش ـ نه ای کاش
یکی بـــه من تلفن کرده بود یا می گفت
عمیق زل نزنم در چشاش ـ نه ای کاش
درست لحـــظه برخورد کامیـــــون با او
دویده بودم و خود را به جاش ـ نه ای کاش
خدا مصادره می کرد کامیون ها را
به جرم له شدن آدماش ـ نه ای کاش
فقط دو ثانیه بر ریلــــهای این ساعت
قطار عقربه می شد یواش ـ نه ای کاش
دو تا کبــــوتر مریــــم رهــا نمـی گشتند
به محض وا شدن دکمه هاش ـ نه ای کاش
نمرده بود زن و این چنین نمی ماندند
در انتظار قدم کفشهاش ـ نه ای کاش
درون خانه قدم میزد و غذا می پخت
کنار شیطنت بچه هاش ـ نه ای کاش
دلـــم دچــــار نمی شد به آه نه ای وای!
غزل دچار نمی شد به کاش نه ای کاش...
شعر از: کورش کیانی قلعه سردی