ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است
جان از دریچه نظرم، چشم بر در است
بازآ دگر که سایه دیوار انتظار
سوزندهتر ز تابش خورشید محشر است
بازآ، که باز مردم چشمم ز درد هجر
در موج خیز اشک چو کشتی شناور است
بازآ که از فراق تو ای غایب از نظر
دامن ز خون دیده چو دریای گوهر است
ای صبح مهر بخش دل، از مشرق امید
بنمای رخ که طالعم از شب، سیهتر است
زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک
آیینه دار چهره اتای ماه منظر است
ای رفته از برابر یاران « مشفقت»
رویت به هر چه مینگرم در برابر است
« روزانه ها»
دوست دارم گهگاه گم شوم
مثل پرنده های پاییز
می خواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و پروردگاری
که مرا تعقیب نکند
سرزمینی که دشمنم نباشد!
می خواهم از پوستم بیرون بزنم
از صدایم
و از زبانم
و مثل عطر مزرعه ها
سیال شوم!
می خواهم از سایه ام فرار کنم
و از عنوانهایم
می خواهم از مارها و خرافه ها بگریزم،
از دست خلفا
و حاکمان و وزیران!
می خواهم مثل پرندگان، دوست داشته باشم
ای شرق ِ دشنه ها و چوبه های دار!
می خواهم
مثل پرندگانِ پاییز
عشق بورزم!
#نزارقبانی برگردان #یدالله_گودرزی