
گرداگردت را رویا فراگرفته است
از موهایت
ابرها عبور می کنند
و بارانها می بارند !
شانه های برفی ات
در مِه فرو رفته است
و سکوتی وهم انگیز
سرتاسرِ این حوالی را
در بر گرفته است
دیگر پرنده ای نمانده است
تا دراین کرانه بمانَد
و بر لبه ی سکوت بخوانَد
و من
آخرین عُقابی هستم
که لانه ام را
در این دامنه ی مِه آلود
گم کرده ام !
"یدالله گودرزی"
دوشنبه 23 مهرماه سال 1397 ساعت 06:29 ب.ظ