ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سراپا ساحری داری تو با چشمان جادویی
طلسمم کرده ای آری تو با چشمان جادویی
کشیدی پرده ی پلک و ز تصویری خیال انگیز
نمودی پرده برداری تو با چشمان جادویی
عجب کابوس زیبایی که پیش چشم می آیی
چه در خواب و چه بیداری تو با چشمان جادویی
چه عالی می شد ار یک شب دل ما را کنار خود
به مهمانی نگه داری تو با چشمان جادویی
شنیدم بی خیالی چون اگر حتی بمیرم من
بر ابرو خم نمی آری تو با چشمان جادویی
دروغ تلخ مردم را به سختی می پذیرم من
که از آیینه سرشاری تو با چشمان جادویی
اجازه می دهی آیا شریک گریه ات باشم؟
بگو با یا علی آری تو با چشمان جادویی
چگونه شعر شیدا را به یک چشمک رها کردی
به لب نفرین کنی جاری تو با چشمان جادویی
"حسن اربابی"
پ.ن: برادر عزیزی پیام دادند و شاعر واقعی این شعر را که بنده به اشتباه از روی یک وبلاگ دیگر نوشته بودم اصلاح کردم که جای تشکر دارد.