X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1396 در ساعت 09:40 ق.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور

Image result for ‫من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور‬‎
من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور
 ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می کند بدجور

 

من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم
 یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می کند بدجور

 

جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می بازیم
 پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می کند بد جور

 

مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را
 بس که حوا هوایی اش کرده ، پدرم درد می کند بدجور

 

هرچه کوه بزرگ می بینی ، همگی روی دوش من هستند
 عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می کند بدجور

 

تو فقط صبر می کنی تجویز ، من فقط صبر می کنم یکریز
 بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می کند بدجور

 

بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران
 مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می کند بد جور

 

برسان قرص بوسه – اورژانسی – قرص یک ور سفید و یک ور سرخ
 برسان نشئه ای ز لب هایت ، که سرم درد می کند بدجور

"مرتضی خدایگان"

نظرات (1)
زمان ثبت : سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:01 ب.ظ [لینک نظر]
نویسنده : درین
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
چه شعر دل انگیز و پر دردی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :