X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
زمان ثبت : یکشنبه 3 تیر‌ماه سال 1397 در ساعت 12:11 ب.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

می خواهم بروم دور خیلی دور

Image result for ‫میخواهم بروم دور خیلی دور‬‎

گاهی دیوانگی ام گُل میکند،

می خواهم بروم دور خیلی دور،
یک جایی که خودم را فراموش بکنم.
فراموش بشوم،
گم بشوم،
نابود بشوم،
میخواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور،
مثلا بروم در سیبری،
در خانه های چوبین زیر درختهای کاج،
آسمان خاکستری،
برف،
برف انبوه میان موجیک ها،
بروم زندگانی خودم را از سر بگیرم.
یا، مثلا بروم به هندوستان،
زیر خورشید تابان،
جنگلهای سر به هم کشیده،
مابین مردمان عجیب و غریب،
یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد،
کسی زبان من را نداند،
میخواهم همه چیز را در خود حس بکنم...!

" صادق هدایت / بوف کور "

زمان ثبت : سه‌شنبه 22 خرداد‌ماه سال 1397 در ساعت 09:03 ق.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

ما در هیچ هضم شده‌ایم

Image result for ‫ما در هیچ هضم شده‌ایم‬‎
عجب سیرکی است
همه‌مان خواهیم مُرد
این مساله به تنهایی
باید کاری کند که یکدیگر را دوست بداریم
ولی نمی‌کند
ما با چیزهای بی‌اهمیت و مبتذل
کوچک شده‌ایم
ترور شده‌ایم
ما در هیچ هضم شده‌ایم

"چارلز بوکوفسکی "

زمان ثبت : سه‌شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1397 در ساعت 01:18 ب.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

جنوب جهنم

Image result for ‫آرزو گور جوانمردان است‬‎
کاش می فهمیدی
در خزانی که ازین دشت گذشت
سبزه ها باز چرا زرد شدند
خیل خاکستری لکلک ها
در افق های مسی رنگ غروب
تا کجاهای کجا کوچیده ست
کاش می فهمیدی
زندگی محبس بی دیواری ست
و تو محکوم به حبس ابدی
و عدالت ستم معتدلی ست
که درون رگ قانون جاری است
کاش می فهمیدی
دوستی آش دهن سوزی نیست
عشق بازار متاع جنسی ست
آرزو گور جوانمردان است

"دکتر کیومرث منشی زاده"

زمان ثبت : سه‌شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1397 در ساعت 12:01 ب.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

همیشه دیر است

Image result for ‫دیر آمدی من می روم‬‎
دیر آمدی من می روم
بدرود
بدرود
بر سبزه های خیس چشمت زیر باران
پا می گذارم سرد و مغرور
بی آن که رویم را بگردانم زنفرت
تا جای پای خسته خود را ببینم
دیر آمدی ، من شاعری بد سرنوشتم
مردی که در دنیای او
همواره دیر است
من سال ها دنبال یک پل گشته بودم
تا سینه خز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم
پل بود ، اما
آن سوی پل دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود

"دکتر کیومرث منشی زاده"

زمان ثبت : یکشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1397 در ساعت 11:19 ب.ظ ~ چاپ مطلب
عنوان :

من... چیزی از عشقمان، به کسی نگفته ام !

Image result for ‫دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ‬‎
من...
چیزی از عشقمان،
به کسی نگفته ام !
آن ها...تو را ،
هنگامی که
در اشک های چشمم...
تن می شسته ای، دیده اند!

"نزار قبانی"

   1       2       3       4       5       ...       470    >>